نیاسر

درنیاسر هستم

وهوابس عالی است

یک شبی ازاولین شبهای خرداد

(من بودم ومهتاب وهستی لذتی داشت)

آرامشی دارم بایک دوست برروی حصیر

درکنار ریزش یک آبشارازبلندای صخره ای رویایی

....دوفنجان چای داغ

ونسیمی که به سنگینی یک کاه شناوردر آب می خرامد

پی یک برگ درخت،که هم اینک افتاد

چه هوایی،چه زمینی چو بهشت

ورفیقم پی یک قدقامت،باصدای طپش آب وضو ساخته است

کودکی بازیگوش رو به من میخندد...

 

ابدیت جاری است

و من اینجا به خدا می نگرم...

/ 17 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایمان

ونسیمی که به سنگینی یک کاه شناوردر آب می خرامد زیبا بود[گل]

ایمان

ونسیمی که به سنگینی یک کاه شناوردر آب می خرامد زیبا بود[گل]

سعیده

قالبتون خیلی قشنگه اما به نظرم دارید زیادی سهراب میخونید و این خوب نیست

هم نفس

باشه امیدوارم مشغله هات زودتر رفع شه دوباره زود آپ کنی[لبخند]

ایمان

سلام ببخشید کامنت های قبلی اینقدر زیاد و تکراریه آخه به من پیغام خطا میداد[تعجب]

saba

ghashang bood,ama khalaghiyat nadasht

FaTeMeH

صبا خانوم شما فقط میخواید یه ایرادی بگیرید نه ؟؟؟؟؟؟؟؟ اویکی ذهنتونو درگیر نمیکرد .... این یکی خلاقیت نداره ؟؟؟؟ چــــــــیـــــــــش اتفاقا خیلی هم خوب بود ممنون [تایید][تایید][گل]

هیچکس

همیشه آتش عشق را اشک خاموش می کند چه راحت معشوق عاشقش را فراموش می کند